نازعات |
40 |
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى ... |
و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى ... |
و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی بازدارد، ... |
ut as for he who feared the position of his Lord and prevented the soul from [unlawful] inclination, ... |
نازعات |
41 |
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ... |
فان الجنة هي الماوى ... |
قطعاً بهشت جايگاه اوست! ... |
Then indeed, Paradise will be [his] refuge. ... |
نازعات |
42 |
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ... |
يسئلونک عن الساعة ايان مرساها ... |
و از تو درباره قيامت میپرسند كه در چه زمانی واقع میشود؟! ... |
They ask you, [O Muhammad], about the Hour: when is its arrival? ... |
نازعات |
43 |
فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا ... |
فيم انت من ذکراها ... |
تو را با يادآوری اين سخن چه كار؟! ... |
In what [position] are you that you should mention it? ... |
نازعات |
44 |
إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا ... |
الى ربک منتهاها ... |
نهايت آن به سوی پروردگار تو است (و هيچ كس جز خدا از زمانش آگاه نيست)! ... |
To your Lord is its finality. ... |
نازعات |
45 |
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا ... |
انما انت منذر من يخشاها ... |
كار تو فقط بيمدادن كسانی است كه از آن میترسند! ... |
You are only a warner for those who fear it. ... |
نازعات |
46 |
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ... |
کانهم يوم يرونها لم يلبثوا الا عشية او ضحاها ... |
میبينند چنين احساس میكنند كه گويی توقّفشان (در دنيا و برزخ) جز شامگاهی يا صبح آن بيشتر نبوده است! ... |
see it, as though they had not remained [in the world] except for an afternoon or a morning thereof. ... |
عبس |
1 |
عَبَسَ وَتَوَلَّى ... |
عبس و تولى ... |
چهره در هم كشيد و روی برتافت... ... |
The Prophet frowned and turned away ... |
عبس |
2 |
أَن جَاءهُ الْأَعْمَى ... |
ان جاءه الاعمى ... |
از اينكه نابينايی به سراغ او آمده بود! ... |
Because there came to him the blind man, [interrupting]. ... |
عبس |
3 |
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى ... |
و ما يدريک لعله يزکى ... |
تو چه میدانی شايد او پاكی و تقوا پيشه كند، ... |
But what would make you perceive, [O Muhammad], that perhaps he might be purified ... |
عبس |
4 |
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى ... |
او يذکر فتنفعه الذکرى ... |
يا متذكّر گردد و اين تذكّر به حال او مفيد باشد! ... |
Or be reminded and the remembrance would benefit him? ... |
عبس |
5 |
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى ... |
اما من استغنى ... |
امّا آن كس كه توانگر است، ... |
As for he who thinks himself without need, ... |
عبس |
6 |
فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى ... |
فانت له تصدى ... |
تو به او روی میآوری، ... |
To him you give attention. ... |
عبس |
7 |
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ... |
و ما عليک الا يزکى ... |
در حالی كه اگر او خود را پاك نسازد، چيزی بر تو نيست! ... |
And not upon you [is any blame] if he will not be purified. ... |
عبس |
8 |
وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى ... |
و اما من جاءک يسعى ... |
امّا كسی كه به سراغ تو میآيد و كوشش میكند، ... |
But as for he who came to you striving [for knowledge] ... |
عبس |
9 |
وَهُوَ يَخْشَى ... |
و هو يخشى ... |
و از خدا ترسان است، ... |
While he fears [Allah], ... |
عبس |
10 |
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى ... |
فانت عنه تلهى ... |
تو از او غافل میشوی! ... |
From him you are distracted. ... |
عبس |
11 |
كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ... |
کلا انها تذکرة ... |
هرگز چنين نيست كه آنها میپندارند؛ اين (قرآن) تذكّر و يادآوری است، ... |
No! Indeed, these verses are a reminder; ... |
عبس |
12 |
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ... |
فمن شاء ذکره ... |
و هر كس بخواهد از آن پند میگيرد! ... |
So whoever wills may remember it. ... |
عبس |
13 |
فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ... |
في صحف مکرمة ... |
در الواح پرارزشی ثبت است، ... |
[It is recorded] in honored sheets, ... |
عبس |
14 |
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ ... |
مرفوعة مطهرة ... |
الواحی والاقدر و پاكيزه، ... |
Exalted and purified, ... |
عبس |
15 |
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ... |
بايدي سفرة ... |
به دست سفيرانی است ... |
[Carried] by the hands of messenger-angels, ... |
عبس |
16 |
كِرَامٍ بَرَرَةٍ ... |
کرام بررة ... |
والا مقام و فرمانبردار و نيكوكار! ... |
Noble and dutiful. ... |
عبس |
17 |
قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ ... |
قتل الانسان ما اکفره ... |
مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است! ... |
Cursed is man; how disbelieving is he. ... |
عبس |
18 |
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ... |
من اي شيء خلقه ... |
(خداوند) او را از چه چيز آفريده است؟! ... |
From what substance did He create him? ... |
عبس |
19 |
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ... |
من نطفة خلقه فقدره ... |
او را از نطفه ناچيزی آفريد، سپس اندازهگيری كرد و موزون ساخت، ... |
From a sperm-drop He created him and destined for him; ... |
عبس |
20 |
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ... |
ثم السبيل يسره ... |
سپس راه را برای او آسان كرد، ... |
Then He eased the way for him; ... |
عبس |
21 |
ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ... |
ثم اماته فاقبره ... |
بعد او را ميراند و در قبر پنهان نمود، ... |
Then He causes his death and provides a grave for him. ... |
عبس |
22 |
ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ ... |
ثم اذا شاء انشره ... |
سپس هرگاه بخواهد او را زنده میكند! ... |
Then when He wills, He will resurrect him. ... |
عبس |
23 |
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ ... |
کلا لما يقض ما امره ... |
چنين نيست كه او میپندارد؛ او هنوز آنچه را (خدا) فرمان داده، اطاعت نكرده است! ... |
No! Man has not yet accomplished what He commanded him. ... |
عبس |
24 |
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ... |
فلينظر الانسان الى طعامه ... |
انسان بايد به غذای خويش (و آفرينش آن) بنگرد! ... |
Then let mankind look at his food - ... |
عبس |
25 |
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ... |
انا صببنا الماء صبا ... |
ما آب فراوان از آسمان فرو ريختيم، ... |
How We poured down water in torrents, ... |
عبس |
26 |
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ... |
ثم شققنا الارض شقا ... |
سپس زمين را از هم شكافتيم، ... |
Then We broke open the earth, splitting [it with sprouts], ... |
عبس |
27 |
فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ... |
فانبتنا فيها حبا ... |
و در آن دانههای فراوانی رويانديم، ... |
And caused to grow within it grain ... |
عبس |
28 |
وَعِنَبًا وَقَضْبًا ... |
و عنبا و قضبا ... |
و انگور و سبزی بسيار، ... |
And grapes and herbage ... |
عبس |
29 |
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ... |
و زيتونا و نخلا ... |
و زيتون و نخل فراوان، ... |
And olive and palm trees ... |
عبس |
30 |
وَحَدَائِقَ غُلْبًا ... |
و حدائق غلبا ... |
و باغهای پردرخت، ... |
And gardens of dense shrubbery ... |
عبس |
31 |
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا ... |
و فاکهة و ابا ... |
و ميوه و چراگاه، ... |
And fruit and grass - ... |
عبس |
32 |
مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ... |
متاعا لکم و لانعامکم ... |
تا وسيلهای برای بهرهگيری شما و چهارپايانتان باشد! ... |
[As] enjoyment for you and your grazing livestock. ... |
عبس |
33 |
فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ ... |
فاذا جاءت الصاخة ... |
هنگامی كه آن صدای مهيب [= صيحه رستاخيز] بيايد، (كافران در اندوه عميقی فرومیروند)! ... |
But when there comes the Deafening Blast ... |
عبس |
34 |
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ... |
يوم يفر المرء من اخيه ... |
در آن روز كه انسان از برادر خود میگريزد، ... |
On the Day a man will flee from his brother ... |
عبس |
35 |
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ... |
و امه و ابيه ... |
و از مادر و پدرش، ... |
And his mother and his father ... |
عبس |
36 |
وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ ... |
و صاحبته و بنيه ... |
و زن و فرزندانش؛ ... |
And his wife and his children, ... |
عبس |
37 |
لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ... |
لکل امرئ منهم يومئذ شان يغنيه ... |
در آن روز هر كدام از آنها وضعی دارد كه او را كاملاً به خود مشغول میسازد! ... |
For every man, that Day, will be a matter adequate for him. ... |
عبس |
38 |
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ ... |
وجوه يومئذ مسفرة ... |
چهرههائی در آن روز گشاده و نورانی است، ... |
[Some] faces, that Day, will be bright - ... |
عبس |
39 |
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ ... |
ضاحکة مستبشرة ... |
خندان و مسرور است؛ ... |
Laughing, rejoicing at good news. ... |
عبس |
40 |
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ ... |
و وجوه يومئذ عليها غبرة ... |
و صورتهايی در آن روز غبارآلود است، ... |
And [other] faces, that Day, will have upon them dust. ... |
عبس |
41 |
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ ... |
ترهقها قترة ... |
و دود تاريكی آنها را پوشانده است، ... |
Blackness will cover them. ... |
عبس |
42 |
أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ... |
اولئک هم الکفرة الفجرة ... |
آنان همان كافران فاجرند! ... |
Those are the disbelievers, the wicked ones. ... |
تكوير |
1 |
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ... |
اذا الشمس کورت ... |
در آن هنگام كه خورشيد در هم پيچيده شود، ... |
When the sun is wrapped up [in darkness] ... |